درچهارچوب صامت تنهایی
میان باورهای ساده و بی هویت
انگار
هویت من گم شده است...
شاید باور نکردم انعکاس نگاهم را در آینه تشویش همواره ام
شاید میان دو لحظه
یا
میان دو لبخند...
هر چه بود
تصویر گنگی بود از خوشبختی زندگیم
تسلسلی باطل
زهر خندی عمیق
که شاید عشق مینامیدمش...
